telegram

جهت اتصال به کانال تلگرام مرکز کاریابی سازندگی استان قم و اطلاع لحظه ای از منتخب فرصت های شغلی روی آرم کاریابی(آرم فوق) کلیک نمایید.

جستجو در سایت


مشترک شوید

feed-image RSS
از کجا شروع کنم؟ - این قسمت: تولید چمدان
دانلود برنامه از کجا شروع کنم؟ درباره ایجاد اشتغال و راهنمای شروع و موفقیت در کسب و کار
راهنما:
سرمایه لازم جهت راه اندازی کارگاه تولید چمدان حدود 30 میلیون تومان و درآمد ماهیانه تا 3 تا 7 میلیون تومان

 

 
روش‌هایی برای شاد بودن در محیط کار
روانشناسان شادابي و طراوت در محيط کار را توصيه کرده‌اند در اين مقاله به مواردي اشاره مي‌گردد که به کمک آنان مي‌توان شاد بودن در محيط کار را تجربه نمود:

تصمیم بگیرید در محیط کار شاد باشید

شاد بودن و احساس شادی موضوعی کاملاً انتخابی است. به عبارت دیگـــــر فرد تصمــــیم می‌گیرد شاد باشـــد. اگر چه بسیاری از شما نسبت به این موضوع اعتراض می‌کنید اما این گفته کاملاً درست است. شما می‌توانید شاد بودن در محیط کار را انتخاب نمایید. ساده به نظر می‌رسد؟ بله. به این نکته توجه داشته باشید برخی مواقع یک ایده ساده برای آنکه جامعه عمل بپوشد با دشواری روبرو خواهد بود. امیدوارم همه شما بهترین کارفرمایان دنیا را داشته باشید، اما در واقعیت خواهید دید همیشه این‌طور نمی‌باشد.

در مورد کار خود مثبت اندیش باشید
در آن جوانبی از کار که مورد علاقه‌تان است تفکر و تمرکز کنید. از افراد منفی و کسانی که دائماً در حال حرف زدن پشت سر دیگران هستند دوری کنید. همکارانی پیدا کنید که از بودن در کنار آنان لذت می‌برید و وقت خود را با آن‌ها بگذرانید. انتخاب‌های شما در محیط کار بیانگر تجربیات شماست. می‌توانید شاد بــــودن در محیط کار را انتخاب نمایید.



هر روز یک کار را که دوست دارید انجام دهید

ممکن است شغل کنونی خود را دوست داشته باشید یا خیر؟ آیا این موضوع را باور دارید که می‌توانید موضوع مورد علاقه‌تان را در شغل کنونیتان بیابید؟ در هر دو حالت پاسخ ما مثبت است به من اعتماد کنید «شما می‌توانید».

به خودتان نگاه کنید، مهارت‌ها و علایقتان را بررسی کنید و در میان آن‌ها فعالیت یا موضوعی را بیابید که از انجام ان در طی روز لذت می‌برید و بدان علاقه دارید. چنانچه هر روز کاری را انجام دهید که بدان علاقه‌مند هستید در این صورت دیگر شغل کنونی برایتان چندان بد به نظر نخواهد آمد. همیشه می‌توان شرایط شغل کنونی را تغییر داد یا آنکه زمان تغییر شغل فرا رسیده است.



مسئولیت پیشرفت بر عهده خودتان است

یکی از کارمندان جوان اخیراً از این موضوع شکایت می‌کرد مدیرش به اندازه کافی به او برای پیشرفت در کارش کمک نمی‌کند. از او پرسیدم فکر می‌کند چه کسی بیشترین علاقه را به پیشرفت وی دارد، و پاسخ ارایه شده خود او بود.

شما تنها فردی هستید که می‌توانید به صورت مستمر روند پیشرفت خود را مورد ارزیابی قرار دهید. مسئولیت روند رشد و پیشرفت خود را بر عهده بگیرید و در این روند از مدیرتان درخواست کمک ویژه و خاص داشته باشید اما توجه کنید این خود شما هستید که می‌توانید برای پیشرفت و دستیابی به اهدافتان برنامه ریزی نمایید. مسیر رشد راه های زیادی برای پیمودن دارد و همچنین چیزهای زیادی برای از دست دادن پیش رو دارید.



مسئولیت اطلاع از اخبار محیط کار بر عهده خودتان است

افراد بسیاری روزانه از این موضوع گلایه دارند که در مورد اتفاق‌ها و جریان‌هایی که در شرکت، پروژه های مربوطه یا همکاران رخ می‌دهد بی اطلاع بوده و اطلاعات کافی دریافت نمی‌کنند. این قبیل افراد منتظر می‌مانند تا مدیر یا سرپرست این اطلاعات را در اختیارشان قرار دهد اما این اطلاعات به ندرت به سوی آنان می‌اید.

چرا؟ علت چیست؟ مدیران معمولاً از نظر کاری سرشان شلوغ است و الا نمی‌دانند شما از چه موضوعی اطلاع دارید و از چه موضوعی اطلاع ندارید. برای آنکه روند کاری مؤثرتری داشته باشید اطلاعات مورد نظر را جستجو کنید. برای این کار می‌توانید یک شبکه اطلاعاتی تشکیل داده و از آن استفاده نمایید. درخواست ملاقات هفتگی با مدیر خود را داشته باشید و در جلسات برای کسب اطلاعات بیشتر سؤالات خود را مطرح نمایید. خودتان مسئول کسب اطلاعات هستید.



به طور مداوم درخواست بازخورد و نظرات داشته باشید

تاکنون این جمله را بکار برده‌اید:» مدیرم هیچ گـــاه هیچ پیشنهاد یا نظری ارایه نمی‌دهد از این‌رو نمی‌دانـــــم نحوه عملکردم به چه صورت است.» این گفته چندان درست نیست زیرا هر فردی دقیقاً می‌داند چه عملکردی داشته است. خصوصاً هنگامی که فرد عملکرد خوب و مثبتی داشته باشد، از نحوه عملکرد خود اطلاع دارد و فقط می‌خواهد قدردانی را از زبان مدیر بشنود. اگر هم در مورد کارتان احساس مثبت ندارید سعی در ارتقائ و افزایش مشارکت خود داشته باشید. سپس نظر مدیر را جویا شوید.

به مدیر بگویید واقعاً علاقه‌مند به دانستن نظر و ارزیابی او در مورد کارتان هستید. چنانچه خدمات خوبی به مشتریان ارایه داده‌اید نظر آنان را نیز جویا شوید، نظر آنان نیز تاکیدی بر کارتان خواهد بود. خودتان مسئول پیشرفت و ارتقاء خود هستید.



متعهد به انجام کاری شوید که قادر به انجام آن هستید

یکی از جدی‌ترین عوامل بروز اضطراب و ناراحتی در محیط کار عدم توانایی در برآوردن تعهدات است. بسیاری از کارمندان زمان بیشتری را صرف یافتن توجیه و عذر برای عدم انجام تعهدات خود می‌کنند و همواره از عواقب آن هراس دارند و این در حالی است که می‌توانند سعی به انجام آن کار داشته باشند.

یک سیستم سازماندهی و برنامه ریزی برای خود طراحی نمایید تا به واسطه آن بتوانید توانایی خود برای انجام یک کار و تعهد را مورد ارزیابی قرار دهید. چنانچه زمان کافی برای انجام یک کار را ندارید برای آن داوطلب نشوید. اگر هم حجم کار محوله از زمان و انرژی که دارید فراتر است با یک برنامه ریزی حساب شده از مدیرتان درخواست کمک و نیروی کمکی نمایید. خود را در باتلاق قول‌های بی سرانجام غوطه‌ور نکنید.



از تمام چیزهای منفی دوری کنید

انتخاب شاد بودن در محیط کار به معــــنای دوری و فاصله گرفتن از گفتگوهای منفی، پشت سر دیگران صحبت کردن و افراد منفی تا حد امکان است. فرقی نمی‌کند تا چه اندازه فرد مثبتی هستید گفتگو و هم نشینی با افراد منفی بر روح و روان شما تأثیر منفی خواهد داشت. اجازه ندهید جریانات منفی اطراف شما را تحت تأثیر قرار دهند. برای شاد بـــودن در محیط کار باید از تمام افکار و چیزهای منفی دوری کنید. در مورد روش‌های شاد بودن تحقیق کنید و آن‌ها را در زندگی روزمره خود بکار بگیرید. چنانچه فاصله خانه تا محل کار رانندگی می‌کنید می‌توانید از فرصت استفاده کـــــرده و آهنگ دلخواهتان را بخوانید.



شجاعت حرفه ای را تمرین کنید

به احتمال زیاد شما نیز همانند سایر افراد، مجادلـــــه و کشمکش را دوست ندارید و البته دلیل آن نیز ساده است. هیچ گاه به شما آموزش داده نشده تا در یک بحث و مجادله معنادار شرکت نمایید از این‌رو تنها تصوری که از مجادلـــه در ذهن دارید یک بحث ترسناک و مضر و با زهم مضر است. این موارد می‌تواند درست باشد اما رفتار درست در یک بحث می‌تواند به عملکرد هر چه بهتر شما در کار و مسئولیت‌هایتان کمک نماید. شرکت در گفتگوها می‌تواند به خدمت رسانی بهتر به مشتریان و تولید خدمات و محصولات بهتر کمک نماید. افراد شاد بهتر به اهداف شغلی خود دست می‌یابند. چرا یک مجادله کوچک باید مانع دستیابی شما به اهداف و آرزوهایتان باشد.



دوست پیدا کنید

سؤالاتی وجود دارند که یک فرد از طریق پاســــخ دادن به آن‌ها در می‌یابد آیا در شغلش خوشحال بوده و انگیزه کافی دارد. یکی از سؤالات کلیدی عبارت است از: « در محیط کار دوست صمیمی دارید؟» داشتن همکار صمیمی و لذت بردن از آن ها یکی از علایم مثبت داشتن تجربه کاری شاد است. برای شناخت همکارانتان وقت بگذارید. با کسب شناخت از آنان از هم‌صحبتی با آنان لذت خواهید برد. برقراری ارتباط منابعی را در اختیار شما قرار می‌دهد که جایگاه حمایتی نیز دارند.



اگر هیچ یک از موارد فوق موثر نبود، جستجو برای یک شغل جدید لبخند بر لبانتان می‌آورد.

چنانچه هیچ یک از موارد بالا نتوانست شادی در محیط کار را برایتان به ارمغان بیاورد، زمان آن رسیده کارفرما و شغلتان را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید. قطع نمی‌خواهید تمام عمر خود را صرف انجام کاری که از آن تنفر داریــد و در شرایط کاری غیردوستانه نمایید.

معمولاً اکثر محیط‌های شغلی تغییرات چندانی نمی‌کنند و اما در این میان کارمندان ناراحت هستند که روز به روز احساس نارضایتی بیشتری از کارشان بدست می‌آورند. هنگامی که زمان خالی و غیرکاری خود را صرف یافتن شغل مورد علاقه‌تان می‌کنید لبخند بر لبانتان می‌اید و این تنها شرایطی است که می‌توانید با لبخند از شغل کنونی تان خداحافظی کنید.
 
آیا شما نشانه های یک نیروی کار حرفه ای را دارا هستید؟
هر کسی که وارد بازار کار شده باشد شاید با این تفکر بارها و بارها با این ذهنیت مواجه شده باشد که ای کاش کسب و کار خودم را به راه می انداختم و دیگر زیر دست نبودم. در واقع افراد به دلایل مختلفی همچون نداشتن مهارت های کافی در یک زمینه خاص، نداشتن کاریزمای مدیریتی، نداشتن تجربه و بسیاری موارد دیگر قادر به تاسیس شرکت یا موسسه شخصی خود نمی باشند و لاجرم مجبور هستند تا برای شخصی دیگر تحت عنوان “کارفرما یا رئیس” کار کنند. چنانچه توجه کرده باشید در موارد فوق الذکر نام و نشانی از نداشتن سرمایه برای راه اندازی کسب و کار شخصی به میان نیاوردیم چرا که به نظر ما مادامیکه فرد از یک ایده بکر و خلاقانه برخوردار باشد نباید نگران زیرساخت و سرمایه هنگفتی باشد. مثال هایی که در این زمینه می توان ذکر کرد اندک نیستند. به طور مثال آقای استیو جابز ساخت کامپیوتر های مکینتاش را از کاراژ منزل پدرش آغاز کرد و در نهایت مبدل به غول فن آوری دنیا شد. دلیل این پیشرفت هم کاملا مشخص است: او ایده های نو داشت و مهم تر از آن انگیزه خود را از دست نداد. در حقیقت او این کار را برای پول انجام نداد بلکه این کار را از روی عشق انجام داد. شما اگر کاری را برای پول انجام دهید، به مجرد اینکه پول دار شوید آن کار را رها خواهید کرد و این در حالی است که اگر کاری را از روی عشق و علاقه انجام دهید به هیچ وجه از کار خود دست نخواهید کشید.

در این مقاله به هیچ وجه قصد نداریم پیرامون استراتژی های تاسیس شرکت خصوصی و کسب و کار شخصی صحبت کنیم بلکه بیشتر روی سخن با کسانی است که به دلایل شخصی شرایط اینکه برای خودشان کار کنند را ندارند. به نظر می رسد که یک کارمند حرفه ای بودن به مراتب از یک کارفرمای نالایق بودن بهتر است. به طور مثال فرض را بر این بگذاریم که یک پیشنهاد کاری از طرف شرکت گوگل به شما می شود. با پیش زمینه ای که ممکن است شما در مورد این شرکت داشته باشید مبنی بر اینکه یکی از شرکت های خلاق و پیشرو در دنیا است، شاید بر سر دو راهی قرار بگیرید که آیا یک شرکت خصوصی برای خود تاسیس کنید یا برای گوگل کار کنید. افراد هوشمند اگر در چنان شرایطی قرار بگیرند مسلماً کار در شرکت گوگل را ترجیح می دهند چرا که از زیر ساخت مناسبی برای پیشرفت کارمندان خود برخوردار است. حال پس از آنکه تجربه کافی در حرفه خود در شرکت گوگل کسب کردند –همچون موارد بسیار زیادی که پیش آمده است– از کار خود استعفاء داده و یک استارت آپ موفق به راه خواهند انداخت. مادامیکه شما یک کارمند حرفه ای و خلاق باشید نباید در چنین شرکتی نگران آینده کاری خود باشید چرا که راه تا رده های بالای مدیریتی برای شما باز است. شاید یکی از عللی که اکثر افراد به این فکر می افتند که برای خودشان کار کنند، داشتن مدیرانی نالایق، قدر نشناس و سنت گرا می باشد. این افراد فکر می کنند که از تمام پتانسیل ایشان به نحو احسن در شرکتی که مشغول به کار هستند استفاده نمی شود و البته درست هم هست.

حال با ذکر مقدمه ای به مواردی می پردازیم که بر اساس تجربیات افراد برای کار در شرکت های مختلف و همچنین مطالعات علمی در این زمینه به دست آورده ایم. این قول را می توان به هر کارمندی داد که اگر تبدیل به یک کارمند حرفه شود، از این مرحله به بعد این مدیر شما است که باید به دنبال شما باشد نه بالعکس.

برای تبدیل شدن به یک کارمند حرفه ای افراد باید در شرکت خود به دنبال فرصت های کاری جدید باشند. در واقع اگر در شرکت کاری به شما محول شد، از آن کار گله و شکایت نکنید چرا ممکن است شما در آن کار استعداد زیادی داشته باشید و حتی ممکن است مسیر شغلی شما به کلی دست خوش تغییر شود. در ضمن اگر شرکت در حوزه کاری تخصصی شما با ازدیاد نیرو مواجه گردد می تواند از شما در دیگر حوزه ها استفاده کند.
اگر حجم کاری شما زیاد بود به هیچ وجه از این مسئله گله نکنید بلکه با فراگیری راه کارهای مدیریت زمان کاری های خود را به ترتیب اولویت انجام دهید. اگر شما از حجم زیاد کاری شکایت کنید با همین کار راه را برای مدیر شدن خود در شرکتتان خواهید بست چرا که مدیران در شرکت های خصوصی کسانی هستند که بیش از مابقی افراد کار می کنند و اگر شما از این مسئله شکایت کنید این ذهنیت را در مافوق خود به وجود خواهید آورد که شما از پتانسیل و سخت کوشی کافی برای ارتقا برخوردار نیستید.

اگر در شرکت با مسئله و یا مشکلی مواجه شدید و یا حتی به دنبال ترفیع بودید حتما به طور مستقیم با خود مدیریت مذاکره کنید و به هیچ وجه منشی، مدیر مالی و غیره را واسطه قرار ندهید.
در محیط کار خود کاملا جدی باشید و خود را با گفتن جک، خاطرات خنده دار و تکیه کلام های عامیانه مضحکه نکنید. اما این بدان معنی نیست که لبخند نزنید و اخم کنید!

تا حد ممکن در مورد مسائل شخصی در محل کار صحبت نکنید مگر در موارد اضطراری. اگر شما از وام هایی که گرفته اید، قرض هایی که باید ادا کنید، مشکلاتی که با همسر خود دارید و … با همکاران و مدیر خود صحبت کنید، این کار موجب می گردد تا اهمیت و ارزش شما در دید ایشان کم شود. یک کارمندی که وام ندارد به مراتب از کارمندی که کار می کند تا وام های خود را صاف کند در دید مدیر از ارزش بیشتری برخوردار است.

اگر از دست کسی عصبانی شدید اول سکوت کنید و سعی کنید روز بعد عصبانیت خود را بروز دهید. در درصد قابل توجهی از موارد عصبانیت شما تا روز بعد فروکش خواهد کرد.

به هیچ وجه ارزشهای خود را در محل کار زیر پا نگذارید. به طور مثال اگر شما فرد دروغ گویی نیستید حتی به دستور مدیرتان هم دروغ نگویید. شاید در لحظه این کار موجب دلخوری مدیر شما شود اما نکته اینجا است که در دراز مدت این مسئله موجب می گردد تا مدیرتان به شما از مابقی افراد اعتماد بیشتری پیدا کند. در عین حال که ارزش های خود را محترم می شمارید، ارزش های سازمان و یا شرکتی که برای آن کار می کنید را نیز محترم بشمارید. اگر شرکت شما به سر وقت بودن اهمیت زیادی می دهد پس حتماً این کار را انجام دهید.

نظم را سرلوحه کار خود در شرکت قرار دهید. مدیران موفق معمولاً افراد کاملا منظمی هستند.

اصلاً در مورد همکاران دیگر و مهم تر از همه مدیر خود غیبت نکنید چرا که این پارادایم برای همکاران شما بوجود خواهد آمد که شما پشت سر ایشان هم همواره غیبت می کنید.

صبر نکنید که مدیر به شما بگوید که چه کار کنید بلکه خلاقیت به خرج داده و به مدیر خود بگویید اگر شما موافق هستید من می خواهم این کار را انجام دهم.

اگر در شرکت کسی اعم از مدیر شما گرفته تا همکارانتان از شما انتقاد کردند، چه انتقاد ایشان سازنده بوده و چه مخرب، پذیرای آن باشید اما در عین حال حتماً از فرد منتقد بخواهید که به شما راه کار ارائه دهد. در چنین مواقعی خیلی از افرادی که فقط عادت دارند انتقاد کنند و خودشان هیچ گونه راه کاری برای آن ندارند گیر خواهند افتاد.

بله قربان گو نباشید. بر خلاف عقیده عمومی که خیلی ها فکر می کنند اگر همواره به مدیر خود بله بگویند این کار موجب ترفیع ایشان می شود، مدیرانی که دارای تفکر انتقادی هستند از کسانی که با ایشان با دلایل منطقی مخالفت می کنند خوششان می آید.

سر کار خود مؤدب باشید. از مدیر گرفته تا آبدارچی، همه باید چیزی به جز احترام از شما نبینند.
در حوزه کاری خود دارای اطلاعات به روز باشید. در واقع این همان چیزی است که شما را یک سر و گردن از مابقی کارمندان بالاتر نگه خواهد داشت.

بیشتر از آنکه قول دهید، عمل کنید. در واقع زمانی که مدیر شما درخواست کاری را از شما کرد فوراً بله نگویید بلکه چند لحظه ای از ایشان زمان بخواهید و تمامی جوانب کار را بررسی کرده سپس زمانی را برای انجام آن کار به مدیر خود اعلام کنید اما سعی کنید حتی اگر شده یک ساعت زودتر از زمان مقرر کار را تحویل دهید. در ضمن کار را بیش از حد انتظار مدیرتان انجام دهید.

اصلا از خود تعریف نکنید. اجازه دهید کار شما معرف شما باشد.

شیک پوش باشید و همیشه بوی خوش دهید. اصلا از عطر های تیز استفاده نکنید چرا که اینکار شاید موجب رنجش همکاران شما شود. خوبی این کار این است که اگر مدیر بخواهد به یک جلسه مهم برود شما یک از کاندیدای همراهی ایشان خواهید بود حتی اگر حوزه کاری شما با موضوع جلسه یکی نباشد.

به هیچ وجه پیرامون مذهب، سیاست و مسائل جنسی و همچنین مشکلات شخصی سرکار با مدیر و همکاران خود بحث نکنید. اگر به دنبال یک سوژه برای صحبت کردن هستید در مورد کلیشه هایی مثل آب و هوا هم صحبت نکنید بلکه در مورد اطلاعات به روز خود در مورد حوزه کاری خود صحبت کنید. مسلماً این کار موجب به فکر فرو رفتن همکاران و مدیر شما خواهد شد.

خود را ارزان نفروشید. هرچه قدر که خود برای خود ارزش قایل شوید دیگران هم به همان میزان برای شما ارزش قائل می شوند. سعی کنید در یک زمینه خاص به فردی حرفه ای تبدیل شوید که حتی در آن زمینه صاحب نظر هم باشید سپس مهارت خود را به گران ترین قیمت ممکن بفروشید. اگر خود را دسته کم بگیرید این ذهنیت برای شرکت مد نظرتان پیش خواهد آمد که شما فرد حرفه ایی نیستید. البته به هیچ وجه خود را بزرگ نمایی نکنید چرا که فقط پس از چند ماه دست شما رو خواهد شد و بایستی از شرکتتان خداحافظی کنید.

در جمع از مدیر خود انتقاد نکنید و شخصیت ایشان را زیر سوال نبرید اما هر موقع که با یکدیگر بودید در محیطی خارج از محیط شرکت با کلامی ملایم از “مدیریت” مدیر خود انتقاد کنید و به هیچ وجه مدیریت ایشان را با شخصیت ایشان قاطی نکنید. به عبارت دیگر شخصیت حقوقی ایشان را مورد انتقاد قرار دهید نه شخصیت حقیقی ایشان را.

کاری نکنید که زیر منت مدیر خود بروید. به طور مثال اگر شرکت شما دارای روابط خوبی با بانک ها است و می تواند برای شما وام بگیرد و یا خود شرکت می تواند به شما وام دهد، سعی کنید تا حد ممکن زیر بار این کار نروید چرا که این کار قدرت شما را در محیط کاری تان کاهش خواهد داد.

اگر از دست مدیر خود دلخور شدید منتظر شرایطی باشید تا دلخوری خود را به ایشان ابراز کنید چرا که این کار به منزله یک سوپاپ اطمینان خواهد بود. اگر شما این کار را نکنید پس از گذشت زمان دلخوری های شما تبدیل به تنفر خواهد شد و کار در آن شرکت را برای شما غیر ممکن خواهد ساخت.

اگر مدیر شما عادت به قدردانی از زحماتی که شما بیش از انجام وظیفه تان می کشید ندارد این کار را به ایشان یاد آور شوید چرا که شما برای تبدیل شدن به یک کارمند خوب نیاز به سوخت دارید و تمجید و تشکر از شما می تواند این سوخت را برای ادامه فعالیت حرفه ای تان تأمین کند.

اگر از مدیر خود درخواست مرخصی کردید و ایشان قبول نکرد مشکل مدیر شما نیست بلکه مشکل خود شما هستید. شما می بایست آن قدر به کاری می خواهید انجام دهید اطمینان داشته باشید که مدیر شما اهمیت این کار را از چشمان شما بخواند و به خود اجازه مخالفت با شما را ندهد. اگر شما برای زندگی شخصی خود ارزش قائل نشوید و به محض این که درخواست مرخصی برای یک کار شخصی کردید و مدیرتان با شما مخالفت کرد کوتاه بیایید، مطمئن باشید که مدیرتان در مابقی موارد هم برای زندگی شخصی شما ارزش کمی قائل خواهد شد.

با شرکت خود رو راست باشید و به هیچ وجه به مدیر خود دروغ نگویید. فرض کنید که کار اشتباهی انجام می دهید و مدیر خود را از ضرری که متوجه شرکتش شده است مطلع نمی سازید. این کار نه تنها زیر پا گذاشتن ارزش های فردی است بلکه ممکن است در مابقی موارد با مرتکب شدن اشتباه یکسانی ضرر بیشتری را متوجه شرکتتان کنید اما اگر مدیر خود را مطلع سازید شاید ایشان راه کار مناسبی را به شما بیاموزند.

به هیچ وجه از زمان استراحت و مهم تر از آن خانواده برای کار خود استفاده نکنید چرا که شما کار می کنید تا بتوانید با خانواده خود اوقات خوشی را بگذرانید نه اینکه خانواده تشکیل داده اید که برای مخارج آن کار کنید.

اگر پس از گذشت چند سال در موقعیت کاری خود باقی ماندید و ارتقائی نگرفتید بدانید که یک جای کار می لنگد. حتماً به دنبال مشکل باشید. در این مورد یا مشکل از شما است که نتوانسته اید نظر مدیر خود را جلب کنید و یا مشکل از مدیر است که قدر شما را نمی شناسد.

کارهایی را که برای مبدل شدن به یک کارمند حرفه ای می توان انجام داد زیاد هستند. مواردی که ذکر شد حداقل در مورد نگارنده این پست صادق بوده اند اما کارهایی که می توان انجام داد تا به یک کارمند حرفه مبدل شد به اینجا ختم نخواهد شد.

با انجام کاری های فوق کاری کنید که جایگزینی شما برای شرکت نه تنها دشوار باشد بلکه غیر ممکن باشد. امیدواریم با انجام کاری های فوق راه پیشرفت را در حرفه خود هرچه سریع تر دنبال کنید.

منبع: سکان آکادمی

 
ویژگی های یک کارمند خوب

ویژگی های یک کارمند خوب

هر کسی که وارد بازار کار شده باشد شاید با این تفکر بارها و بارها مواجه شده باشد که ای کاش کسب و کار خودم را به راه می انداختم و دیگر زیر دست نبودم. در واقع افراد به دلایل مختلفی همچون نداشتن مهارت های کافی در یک زمینه خاص، نداشتن کاریزمای مدیریتی، نداشتن تجربه و بسیاری موارد دیگر قادر به تاسیس شرکت یا موسسه شخصی خود نمی باشند و لاجرم مجبور هستند تا برای شخصی دیگر تحت عنوان “صاحب کار” کار کنند. چنانچه توجه کرده باشید در موارد فوق الذکر نام و نشانی از نداشتن سرمایه برای راه اندازی کسب و کار شخصی به میان نیاوردم چرا که به نظر من مادامیکه فرد از یک ایده بکر و خلاقانه برخوردار باشد نباید نگران زیرساخت و سرمایه هنگفتی باشد.

ادامه مطلب...
 
طراحی تجربه کاربری چیست و چرا در کسب و کار باید به آن توجه کنیم- بخش دوم
در بخش اول از این مقاله به معرفی و تعریف اصطلاحاتی چون کارآفرین، کسب و کار نوپا، طراحی تجربه کاربری و مثلث مشتری – مشکل – راهکار پرداختیم. اکنون در این مطلب روند و چگونگی انجام کار و مراحل ضروری در طراحی تجربه کاربری تشریح می شود.
اکنون باید چه کرد؟

با تحقیق شروع کنید.


یک طراح محصول و تجربه کاربری در قدم اول کسی است که صنعت خود را به درستی بشناسد، ایده های جدید که مطرح شده است، امکانات جدید و شیوه های خاص طراحی و سرویس دهی که به یک محصول جذاب و عمومی اضافه شده است. شرکت‌های جدید که محصولات قابل توجه ارائه کرده‌اند، تغییرات تکنولوژیکی، تغییرات رفتاری، سنی و شخصیتی کاربران و در نهایت تغییرات خواست کاربران برای رفع نیازهایشان. بنابراین چه بخواهید یک طراح محصول باشید یا یک کارآفرین موفق باید.

شناخت کامل نسبت به محیط صنعت خود داشته باشید و راه ان تحقیق مداوم است. بسته به حجم کسب و کار خود باید به طور مداوم تحقیق و بررسی را در حوزه های زیر انجام دهید.

  • بررسی جهت توسعه و بهبود محصول موجود.
  • نظرسنجی‌های مداوم در زمینه شیوه طراحی، کاربرد پذیری، ابعاد تجربه کاربری از کاربران.
  • بررسی نتایج تجزیه و تحلیل استفاده کاربران از سرویس شما از طریق ابزارهای متداولی مانند google Analytic
  • بررسی وجود خطاها، لینک‌های شکسته، محتواهای ناقص و مانند ان.
  • بررسی بازخورد کاربران، متخصصان و رسانه‌ها به محصول و خدمات شما.
  • بررسی جهت گیری رقبا نسبت به محصول و خدمات شما.
  • بررسی جهت ارائه ایده محصول جدید.
  • بررسی حوزه موضوعی از طریق توجه به شیفت‌های تکنولوژیکی، جهت گیری غول‌های صنعت، ایده‌های بکر و توان داخلی.
  • انتخاب جامعه هدف و بررسی شیوه رفتاری، عادات و نحوه کاربری او.
  • بررسی رقبای موجود (کسانی که محصولات مشابه ارائه می‌کنند و یا کسانی که محصولاتی ارائه می‌کنند که کاربران می‌توانند بجای محصول شما آن را جایگزین کنند.)مانند تقویم بجای محصول برنامه ریزی وظایف.
  • بررسی محدودیت‌ها، فرصت‌ها و فضاهای خالی کار نشده در صنعت و حوزه موضوعی انتخاب شده.

رویای خود را ترسیم کنید.

اکنون به عنوان یک کارآفرین و طراح محصول محیط صنعت خود را می‌شناسید و Sense خوبی از خواست‌ها و نیازهای کاربرانتان دارید در گام دوم باید ایده خود را به تصویر بکشید. ایده شما باید به شکل زیر به تصویر کشیده شود.

مشکلی را که Senseکرده‌اید را به طور کامل و تشریحی بنویسید و چندین بار آن را بخوانید و ویرایش کنید سپس آن را در قالب یک داستان تصویری ترسیم نمایید به گونه ایی که خلاصه و تیتروار و کامل مشکل مورد نظر شما تشریح شده باشد. سپس راهکارهایی که برای حل این مشکل به ذهنتان می‌رسد را در قالب سناریو های مختلف بنویسید، هر یک از سناریوهایتان را چند بار خوانده و بهبود دهید و در نهایت دو سناریو که از نظرتان از باقی بهتر است را انتخاب کرده و مشابه کاری که برای تشریح مشکل کردید ترسیم نمایید.

بازخورد بگیرید.

اکنون باید یک قلم بردارید و به میان گروهی از کسانی بروید که از نظر شما کسانی هستند که این مشکل را نظیر شما Sense کرده‌اند اینان مشتریان بالقوه شما هستند. از آنها بخواهید مشکلی را که شما Sense کرده‌اید را مشاهده کنند و اصلاحات مورد نظرشان را روی ان انجام دهند سپس راهکارهایتان را به آن‌ها بدهید و بخواهید مجدد همین کار را درباره راهکارهایتان نیز انجام دهند. سپس مشکل و راهکار را بار دیگر بازنگری نموده و بهبود دهید. این کار را تا جایی ادامه دهید که از نظرخودتان ابعاد مختلف مشکل مشخص و بهترین راهکار تولید شده باشد.

سند جامع محصولتان را مکتوب کنید.

یکی از مشکلاتی که همواره کسب و کارهای نوپا با ان درگیر هستند شاخ و برگ دهی مداوم به ایده‌شان است در واقع ایده آفرینان پروژه هر بار که پروژه خود را مرور می‌کنند یا هر بار که با یک کاربر صحبت می‌کنند یا یک محصول جدید می‌بینند به افزودن یک قابلیت جدید یا حتی تغییر شیوه کار محصول خود می‌اندیشند. تکرار و بهبودیک تکنیک خوب برای خلق تجربه کاربری مثبت است اما نه تا آنجا که ماهیت پروژه را با خطر مواجه کند. برای این کار لازم است که طرح محصول را به طور کامل مکتوب نموده و سپس به صورت مشخص فازبندی نمایید و بگویید که در هر فاز می‌خواهید به چه اهدافی دست یافته و چه میزان از محصول را توسعه دهید.

برای هر فاز باید اهداف قابل اندازه گیری در زمینه تجربه کاربری تعریف نمایید، مزیت رقابتی، شیوه های ترویج، علل استفاده کاربر از محصول و انتخاب آن بجای رقبا از مواردی است که برای هر فاز به عنوان پیش نیاز تعریف اهداف قابل اندازه گیری باید تشریح شود، می‌باشد.

Persona کاربران خود را تعریف کنید.

Persona ترسیم تصویر شخصیت – مبتنی بر انسان واقعی – است که نمایشگر الگوی کاربر شماست به عبارت ساده تر شیوه تعریف شما از شخصیت کسانی که از محصول شما استفاده می‌کنند را persona محصول گویند. در این تعریف شما به بیان سبک زندگی کاربر، خواسته‌ها و نیازهای او اغلب در قالب بازیگر داستان محصول شما خواهید پرداخت. هدف از personaنمایش الگوی رفتاری کاربران محصول است.

Persona تعریف شده باید شخصیت قابل باور برای بیننده باشد. Persona شما را در طراحی ابعادمختلف مرتبط با محصول نظیر شیوه تبلیغ و کانال‌های پروموشن، چهارچوب‌های طراحی واسط کاربری، تکنولوژی‌های بکار گرفته شده، اسکرین مورد نظر برای نمایش محصول، کانال ارتباط با مشتریان پس از فروش و بسیاری موارد دیگر یاری می‌کند.

ترسیم Wire-frame پیش از پیاده سازی.

پیش از پیاده سازی محصول ان را نمونه سازی کنید، دو روش کلی برای نمونه سازی وجود دارد ترسیم Wireframe کاغذی، پیاده سازی Interactive Prototype. انتخاب آنکه شما از کدام روش استفاده می‌کنید بسته به ابعاد بودجه، زمان و میزان ریسکی بودن Workflowمورد نظر شماست.

ترسیم Wireframe : یک کاغذ و قلم برمی‌دارید و مسیر حرکتی (Workflow) کاربرانتان را ترسیم می‌کنید. شاید به نظرتان این کار ضروری نباشد اما در حین ترسیم و پس از آن به سادگی متوجه lag های و نقاط مفقوده موجود در Workflow کاربریتان می‌شوید.

Interactive Prototype: امروز نرم افزارهای متعددی برای ساختInteractive Prototype تحت وب مخصوص سامانه های وب و موبایل وجود دارد از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به Axure و just in mind اشاره نمود. از طریق این سرویس‌ها می‌توانید سامانه یا اپلیکیشن خود را به طور کامل شبیه سازی نمایید.

چرا باید نمونه سازی کنیم؟

فرقی نمی‌کند که از روش Wireframe کاغذی استفاده کنید یا پیاده سازی Interactive Prototype، هردو روش هزینه مالی و زمانی بسیار کمتری از پیاده سازی دارد و این امر موجب می‌شود شما پیش از آنکه متحمل هزینه زیاد مالی و زمانی بسیاری شوید بتوانید محصول خود را شبیه سازی کرده و از کاربرانتان آزمون سنجش ایده و عملکرد بگیرید و بهبود های لازم را انجام دهید و به این شکل ریسک fail شدن محصول خود را به طور چشمگیری کاهش دهید.

بنابراین:

  • پیش از آنکه شروع به طراحی کنید، کلیه مسیرهای کاربری کاربرانتان را از طریق ترسیم وایرفریم یا پروتوتایپ پیاده سازی نمایید.
  • پیاده سازی انجام شده را به طور کامل مورد انواع تست‌های کاربری قرار دهید.
  • Persona محصول را از طریق شبیه سازی انجام شده مورد سنجش قرار دهید.
  • gapها، lagها، Breakdown point های محصولتان را شناسایی کنید.

تست و بهبود

بارها و بارها مشکل Senseشده، ایده و راهکار خود را مورد ارزیابی قرار دهید و نتایج ارزیابی را در به صورت بهبود در هر بخش اعمال نمایید. رمز موفقیت یک کسب و کار نوپا تدوین ساده‌ترین، هوشمندانه‌ترین و بهترین راهکار حل یک مشکل ساده و روزمره است.

برای این کار نیاز به مباحث پیچیده فنی ندارید کافی ست که درک صحیحی از مشکل پیدا کرده و راهکاری بهینه ارائه نماید. داستان فضانوردانی که با مشکل قلم در فضا رو به رو بودند و ناسا میلیون‌ها دلار صرف ساخت قلم مناسب برای استفاده در فضا کرد.درحالی‌که در همان زمان روس‌ها برای نوشتن در فضا از مداد استفاده می‌کردند!

تکنیک‌های طراحی تنها ابزارند و ابزارها هوشمند نیستند! شیوه بکارگیری ابزار توسط طراحان است که موجب خلق راهکارهای تجربه آفرین از طریق ان‌ها می‌شود. در نتیجه باید به خاطر داشته باشید که ابزارها فقط ابزارند و طراحی تجربه کاربری معادل ساختن صفحات زیادی وایرفریم نمودارپروتوتایپ و … نیست.

اگر بخواهیم صادق باشیم بسیاری از ما طراحی تجربه کاربری را در بکار گیری ابزارها میدانیم حال آنکه این ابزارها تنها کمک می‌کند که ایده، وضعیت و راهکار مورد نظر ما روشن شده و دید وسیع‌تری نسبت به آن بیابیم. یک طراح تجربه کاربری باید به طور مداوم در حال رصد رفتار و بررسی مشکلات مردم بوده و راهکارهای راضی کننده، جذاب و مناسب برای آنان ایجاد نماید. نتایج این کار هموار باید در قالب متریک‌های بررسی رفتار کاربران قابل اندازه گیری باشد. طراحان UX از دانش و روش‌ها که در روانشناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی، علوم کامپیوتر، طراحی گرافیک، طراحی صنعتی و علوم شناختی مطرح شده است استفاده می‌کنند. طراحی تجربه کاربری مجموعه پیچیده ایی از فعالیت و به عبارت بهتر طرز فکری جدید است. اگر شما در فضای طراحی تجربه کاربری تنفس کنید و طراحی خود را مبتنی بر آن انجام دهید قادر خواهید بود کسب و کاریی ایجاد نمایید که مشتریانتان را شگفت زده می‌کند.

بسیار مهم است که این نکته را برای بقای شرکتتان به خاطر داشته باشید:

طراحی تجربه کاربری به معنای ترسیم وایر فریم نیست، هرکسی قادر است وایرفریم بکشد.

این کار خیلی ساده است. خیلی از مردم می‌توانند HTML بنویسند ولی تنها تعداد کمی از آن‌ها قادرند تجربه جدیدی بیافرینند.

چگونه توجه به تجربه کاربری به بقا و سودآور کردن کسب و کار نوپا کمک می‌کند.

ایجاد فرآیندهای بهتر

زمانی که شما بر اساس مدل طراحی محصول کاربر محور عمل می کنید نا خودآگاه رویکرد شما از طریق توسعه ارتباطات و همکاری‌ها با کاربران نهایی و ذی نفعان توسعه میابد. بدین شکل شما می‌توانید تیم را در جهت تولید یک محصول مناسب که دلخواه کاربر نهایی و مورد تایید زی نفعان است هدایت کنید. فرآیند بهتر ینی فرآیند تحویل سریع‌تر و باکیفیت تر

کاهش ریسک

با رویکرد توجه به کاربر نهایی شما در مراحل مختلف از ایده تا نمونه های اولیه و در نهایت محصول بارها هر مرحله را مورد آزمون کاربری و بهبود قرار می‌دهید و بداین شکل ریسک عرضه محصولی که از سوی کاربر پس زده شود را کاهی داده و پیرو ان ریسک شکست کسب و کارتان را کم می‌کنید. همچنین از طریق محک زدن خروجی هر مرحله از فرآیند طراحی محصول انعطاف پذیری شما برای بهبود و هم راستا شدن با تحولات تکنولوژیکی دانشی بیشتر شده ئ از این جهت نیز ریسک کسب و کار شما کاهش میابد.

به نظر می‌رسد همواره در کسب و کارهای نوپا یک نیروی گریز از مرکز وجود دارد که تمرکز را از بحث اصلی کسب و کار دور می‌کند اما توجه به طراحی مبتنی بر کاربر منجر می‌شود رویکرد شما در توسعه کسب‌وکارتان به طور کامل متمرکز بر یک نکته باشد: مشتریانتان

استیو جابز:

یکی از علل اصلی شکست کسب و کارهای نوپا ان است که می‌خواهند هر آنچه در ذهن می‌گنجد را به محصول خود اضافه نمایند و در مرحله ایده پردازی به قدری پیش می‌روند که ایده آنان از توان بزرگ‌ترین سازمان‌های اطرافشان نیز بیشتر می‌شود.


فرآیند طراحی تجربه کاربری، شما را ناچار می‌کند که ایده خود را ترسیم کنید آن را بر اساس خواست و نظر کاربر نهایی، ذی‌نفعان و صاحب نظران بهبود دهید سپس semi-working prototypeآن را پیاده سازی کنید و مجدد تست و بهبود انجام دهید، این مراحل موجب می‌شوند که ناخودآگاه بال و پر های اضافی را حذف کرده تفکرات فانتزی را به کنار گذاشته و هسته محصولی که مورد علاقه کاربر است و وفاداری او را جلب می‌کند را پیاده سازی نمایید.

طراحی تجربه کاربری به کسب و کار کمک می‌کند همواره مانند یک کسب و کار نوپا عمل کند.
 
طراحی تجربه کاربری چیست و چرا در کسب و کار باید به آن توجه کنیم- بخش اول

رشد سریع صنعت فناوری اطلاعات در کشور و افزایش روز افزون کارآفرینان کوچک و رقبا در این فضا، تشکیل یک کسب و کار جدید را با مشکلات متعددی رو به رو ساخته است و آن را از صرف داشتن یک ایده بکر و اجرای مناسب خارج کرده و نیازمندی‌های جدیدی را برای بقا و توسعه کسب و کار مطرح نموده است.

یکی از مهمترین مشکلاتی که امروزه کسب و کارهای نوپا با آن درگیر هستند رشد فراگیر و توسعه دانش و تکنولوژی است که منجر به افزایش تعداد رقبا در بازار صنعت گردیده است و این منجر به نفس گیر شدن عرصه رقابت کسب و کارها و حفظ بقای آنها در بازار شده است. از این رو کسب و کار ها ها باید شکل جدیدی از خلاقیت و نوآوری را به خرج دهند یا از دور خارج شوند.

ماهیت کسب و کار نوپا.

در بحث کارآفرینی تعداد کمی از اندیشمندان به ارائهٔ نظریات خود پیرامون معرفی  این حوزه پرداخته‌اند. اما دو تعریف در این حوزه بسیار باب و متداول است. تعریف اول از اریک ریس است، او معتقد است کسب و کار نوپا نهادی است انسانی که با هدف خلق محصول یا خدمتی نو در شرایط عدم قطعیت بسیار ساخته شده است. و در تعریف دوم، استیو بلنک می‌گوید: کسب و کار نوپا سازمانی است موقتی که در جستجوی مدل کسب‌وکاری گسترش‌پذیر، تکرارپذیر [و سود ده] است.

بر مبنای این دو تعریف کسب و کار نوپا را می توان چنین تعریف نمود که:

کسب و کار نوپا عبارت است از یک نهاد کوچک که توسط گروه کوچکی از کارآفرینان به دنبال شکل گیری یک ایده بدیع در ذهن آنان و علاقمندی به پیاده سازی آن شکل گرفته است و هدف نهایی آنان، بقا و گسترش محصول و در نهایت رساندن آن به سود دهی می‌باشد.

توجه شود زمانی که از کارآفرین صحبت می‌کنیم منظور ما فردی است که با پذیرش خطرات مالی، زمانی و روانی بر مبنای شناسایی نیازهای موجود در جامعه هدف و صنعت مورد نظر خود، اقدام به ارائه محصول یا خدمتی بر مبنای نوآوری می‌کند و هدف خود را تبدیل ایده خلاق به ثروت تعریف می‌کند.

اما در این بین  آنچه موجب شده است به بررسی اهمیت توجه به تجربه کاربری در کسب و کارهای نوپا بپردازیم آن است که اساس و هدف این نوع از کسب و کار بقا و تبدیل ایده به ثروت است این در حالی است که در دنیای امروز آنچه باعث جذب کاربران و وفاداری آنان می‌شود فراتر از بعد فنی محصول احساس و درکی است که از تعامل با محصول یا خدمت بدست میاورند. از سوی دیگر ورود کسب و کارهای نوپا به عرصه رقابت به خصوص در صنعت IT به هیچ عنوان ساده نیست زیرا غول‌های تکنولوژی به محض رصد یک ایده جذاب و درامد ساز با دسترسی آسان به تکنولوژی قادر به تبدیل آن ایده به محصول حتی با ویژگی‌های بهتر از ایده کارآفرینانه اولیه هستند و این منجر به حذف کسب و کار کوچک در این بازار رقابت می‌شود مگر آنکه این کسب و کار توانسته باشد مزیت رقابتی ماندگاری ایجاد نماید به گونه ایی که کاربر آن حتی با وجود ارائه محصولی با کیفیت و امکانات بیشتر حاضر به مهاجرت از محصول او به محصول رقیب صاحب نام نباشد.

به گفته Gerry Visca :  امروزه کارآفرینان بزرگ در ارتباط با احساسات مشتریانی که به آنها خدمت می‌دهند با یکدیگر رقابت می‌کنند. اگر شرکتی بازاریابی را منحصر بر مبنای خصوصیات و مزایای کالا انجام دهد فقط با مغز های مشتریان ارتباط برقرار کرده است و این به معنای ریسک بزرگی است زیرا نکته مهمی برای متمایز بودن ارائه نکرده است و هرچه او دارد رقیبش نیز به سرعت و چه بسا بهتر از او می‌تواند ایجاد کند در حالی که با داشتن ابتکار و تمرکز بر قلب‌های مشتریان می‌تواند آن‌ها را تا ابد از آن خود کند. (Visca-2012).

 

طراحی تجربه کاربری چیست.

بسیاری از برداشت‌های نادرست و سو تفاهم‌ها پیرامون مفهوم «تجربه کاربری» و طراحی تجربه کاربری وجود دارد. بسیاری از فعالیت‌هایی که با طیف گسترده ایی از فعالیت‌های بازاریابی، طراحی واسط کاربری، توسعه نرم افزاری، تحقیقات کاربری، بازار و مانند آن برچسب گذاری می‌شوند، اشاره ایی نیز بر بحث طراحی تجربه کاربری دارند. اما اگر از شما پرسیده شود تعریف طراحی تجربه کاربری چیست، آیا می‌توانید پاسخ دقیقی به این سئول بدهید؟ به عبارت دیگر اگر کسی به شما بگوید از طریق طراحی تجربه کاربری برای شما یک محصول نرم افزاری را طراحی کرده و توسعه می‌دهد، دقیقاً قرار است چه چیزی به شما تحویل بدهد و چه کاری برای شما انجام دهد و کار او چه تفاوتی با کسانی دارد که توسعه محصول را از طریق طراحی تجربه کاربری انجام نمی‌دهند.

در ابتدا لازم است تعریفی از طراحی داشته باشیم: طراحی فرآیند خلاقانه ایی است که در آن بر مبنای شهود، توانایی تحلیلی، درک فرصت‌ها و تعیین اهداف تجاری بازارهای رقابتی، نیاز های مشتریان و فن آوری حال حاضر و پس از آن پیش بینی، برقراری ارتباط و تحقق بخشیدن به راه حل‌های عملی است که نتیجه آن برآورده کردن نیازهای مشتری و ایجاد ارزش کسب و کار است.

رویکرد طراحی محصولات، خدمات و محیط بر اساس در نظر گرفتن همه جانبه و جامع تجربه کاربران است. بنابراین طراحی تجربه مشتق شده از توجه به لحظه های تعامل بین مردم و برند و خاطره ایی است که این لحظات خلق می‌کنند.

در ویکی‌پدیا طراحی تجربه کاربر چنین تعریف شده است: طراحی تجربه کاربر به آگاهی اولیه کاربر، کشف، سفارش، اجرا، فعالیت‌های نصب و راه اندازی، خدمات، پشتیبانی، ارتقاء، و پایان عمر فعالیت، اشاره دارد.

بر اساس این تعریف، طراحی تجربه برای تعامل انسان و محصول، خدمت یا برند شرکت به منظور بهینه سازی تصویر ذهنی ترسیم شده در ذهن کاربر از آن محصول، خدمت، سازمان و یا برند، استفاده می‌شود. همچنین طراحی تجربه کاربری بطور خاص به استفاده از خدمات،محصولات و تعاملات بین انسان و کامپیوتر اشاره دارد. به عنوان مثال، یک طراح تجربه ممکن است خدمات مشتری و محیط یک هتل را طراحی نماید در حالی که طراح تجربه کاربر به بهینه سازی تعامل مشتری هنگام استفاده از وب سرویس هتل و رزرو آنلاین هتل، تعامل با وب سایت هتل و یا بهبود سیستم‌های مدیریت عملیات هتل و کارکنان خواهد پرداخت. اختلاف این دو مفهوم را می‌توانید در تعریف مفهوم کاربر نیز بیابید.

ما مردم را زمانی که در حال استفاده از یک سیستم کامپیوتری هستند کاربر می‌نامیم. بنابراین تجربه کاربر اشاره می‌کند به تصور کلی، احساسات و تعاملاتی که فرد در حین بکار گیری و تعامل با سیستم کامپیوتری دارد.

طراحی تجربه کاربری یعنی یک راه حل برای یک مشکل عمومی از دید کاربران آن طراحی کنید و سپس این راه حل را بارها و بارها بهینه سازی نمایید. طراحی تجربه کاربری حلقه طراحی، تست، بهبود و پیاده سازی است. نکته مهم در این حلقه آن است که بهینه سازی در قلب طراحی تجربه کاربری نهفته است.

طراحی تجربه کاربری یک طراحی مفهومی است.

کشف مفهوم طراحی یکی از چالش‌های مهم و همیشگی طراحان است.زیرا این مهم کلید خلق تجربه کاربری موفق می‌باشد. به عبارت دیگر گروهی  از مفاهیم هستند مانند نیازهای کاربر که زیربنای تدوین استراتژی طراحی هستند این موارد را در تعریف فرآیند، اجزا مفهومی می‌گویند. کشف و شناخت صحیح اجزا مفهومی مهمترین فرآیند در طراحی تجربه کاربری می باشد زیرا اجزا مفهومی اساس طرح یک تجربه و تضمین کننده جذابیت و منحصر به فرد بودن آن هستند و  سایر اجزا طراحی مانند تکنولوژی و در دسترس بودن منابع، فراهم آورنده محدودیت‌ها و ساختارهایی است که منجر به افزایش وضوح و تمرکز کاری و به طبع آن قدرت در طراحی می‌شود. لذا این مهم (توجه به کشف و شناخت صحیح اجزا مفهومی و بالطبع آن طراحی مفهوم در جهت طراحی تجربه جذاب) کلید خلق تجربه کاربری موفق می‌باشد.در نتیجه هر پروژه باید مفهومی منحصر به فرد داشته باشد. ترکیب و تناسب المان‌های مفهومی به طور گستردهایی از یک پروژه به پروژه دیگر متفاوت است.

اگرچه طراحی تجربه کاربری نسبتاً به تست‌های کاربرد پذیری و سایر روشهای طراحی مبتنی بر کاربر که تمرکزشان بر ارتقا عملکرد بشری (کاربران) است، نزدیک است، لیکن یکی از جنبه های متمایز آن، گنجاندن جنبه های عاطفی از تجربه انسانی است. به عنوان مثال توجه به شادی به عنوان ارزش ذاتی که دارد.

ما در طراحی تجربه کاربری چه کاری انجام می‌دهیم؟

اکنون به بررسی این نکته می پردازیم که فرآیند طراحی تجربه کاربری به چه صورت می‌باشد. پاسخ این سؤال نیز مانند سؤالات دیگر دو کلمه است : بستگی دارد!

به عبارت دیگر اینکه شما چه فرآیندی را برای طراحی تجربه کاربری پیش می‌برید، چه میزان تحویل دادنی تهیه می‌کنید و چه میزان چرخه اجرا آزمون اصلاح را پیش خواهید برد همه و همه به ابعاد پروژه شما، بودجه، مخاطبین، ددلاین ها و سطح تجربه شما بستگی دارد.

از سوی دیگر شما هر نوع روش و ابزاری را که بکار گیرید، فرآیند طراحی تجربه کاربری دارای ۴ فاز اصلی غیر قابل حذف است.

استراتژی : استراتژی یکی از مواردی است که از ابتدا آغاز به طراحی باید به آن توجه شود، استراتژی ساختار برند، اهداف خطوط راهنما، چشم انداز و مسیر توسعه یک سازمان و بالطبع آن محصول را مشخص می‌کند. استراتژی به عنوان زیربنای یک پروژه طراحی تجربه کاربری اهداف عملیاتی آن را شکل می‌دهد، اهدافی که سازمان امیدوار است در طول عرضه محصول و فاز های رشد به آن دست یابد. اهدافی که اولویت آن‌ها مشخص و میزان موفقیت آن‌ها قابل اندازه گیری باشد.  آنالیز رقبا، آنالیز شیوه کاربری مخاطبان و مصاحبه با ذی‌نفعان سه تکنیک مهم در تدوین استراتژی می‌باشد. (بررسی محیط داخلی و خارجی).

تحقیقات: اغلب این بحث در فاز کشف (Discovery) صورت می‌پذیرد. فاز تحقیقات احتمالاً در یکسری از پروژه ها متغیر است. پروژه های پیچیده معمولا فعالیت‌های تحقیقاتی کاربر و رقیب قابل توجه ایی انجام می‌دهند اما کسب و کارهای کوچک معمولاً از کلیه فعالیت‌های تحقیقاتی به غیر از مصاحبه‌ها و نظرسنجی‌های کوچک معمولاً چشم پوشی می‌کنند. در حقیقت فاز تحقیقات کلید ساخت ساختار تجربه کاربری است.

آنالیز : هدف فاز آنالیز ترسیم اطلاعات حاصل از فاز تحقیقات است. تسخیر، استنتاج و سازماندهی اطلاعاتی که طراح را به پاسخ این پرسش می‌رساند که:چه کمک‌هایی طراح تجربه کاربری می‌تواند برای درک چرایی محصول به کاربر نهایی نماید. به عبارت دیگر،  ارتباط برقرار کردن بین درک طراح از کاربر نهایی برای تایید مفروضات معتبر ساخته شده هدف نهایی فاز آنالیز می باشد.

طراحی: فاز طراحی از یک پروژه UX

مشترک (شامل ورودی و ایده‌ها از افراد مختلف) و تکرار شونده به این معنا که چرخه گردشی بر ایده های معتبر و مفروضات است است. ساخت بر اساس حلقه بازخورد کاربر و بر زیربنای نتایج حاصل از فاز قبل، به عبارت دیگر فرضیه های خود را به صورت ایده در مقابل کاربران قرار می‌دهیم و بازخورد آنان را در برابر این فرضیه ها دریافت می‌کنیم، آن‌ها را بهبود می‌دهیم و مجدد تکرار می‌کنیم. این ایده‌ها ممکن است به وسیله پرتو تایپ کاغذی، وایرفریم تعاملی، پروتوتایپ نیمه-عملکرد، همه آنچه موجب کاهش تعمدی وفاداری به برند، هویت گرافیکی یا جزئیات بصری شود.

پیاده سازی: فاز پیاده سازی زمانی است که طراحی با وفاداری بالا میدرخشد، محتوا و دارایی (asset) های دیجیتال ساخته شده اند و ورژنی از محصول که طی جلسات تست کاربری توسط کاربران نهایی و ذی‌نفعان سطح بالای وفاداری به آنان تایید شده است، اجرا می‌شود. نقش طراح تجربه کاربری شیفت از طراحی و سنجش ایده به همکاری و هماهنگی با توسعه دهندگان و کسب اهداف و چشم انداز نهایی است.

چگونه عمل کنیم؟

فرضیه CPS

اگر شما گروه مشتریان هدف خود را شناسایی کرده اید و مشتریانتان را رصد کرده با آنان درباره مهم‌تری و جدی‌ترین مشکلی که شما قادر به رفع آن هستید صحبت کرده و آن مشکل را شناسایی کرده‌اید، زمان آن است که تعریف زیر بنای محصولتان را در مثلث زیر ببرید.

پیش از رونمایی محصول و اندازه گیری کامل رفتار کاربران، همه چیز درباره محصول صرفاً یک فرضیه است. فرضیه C-P-S پایه و زیر بنای هر محصولی است که موجب می‌شود به هسته اصلی موفق در هر محصولی دست بیابید. یک راه حل مینیمال!

در این روش تعریف می‌کند که مشتری حقیقی شما کیست.چه مشکلی دارند و شما چه راهکاری به ان‌ها پیشنهاد می‌دهید. به مثال زیر توجه نمایید:

ما برای مردمی که سعی می‌کنند محصولی را با تجربه کاربری خوب طراحی نمایند و با مستند کردن سریع و شفاف ایده‌هایشان و به اشتراک گذاری آن با سایر اعضای تیمشان مشکل دارند ما یک راهکار ساده تحت یک اپلیکیشن آنلاین دارد که به آنان کمک می‌کند که با سایر هم تیمیانشان بر روی محصول کار کنند.

همان‌طور که دیدید در این مثال من مشخص کردم که مشتری نهایی چه کسانی هستند.مشکل ان‌ها چیست و در نهایت به طور خلاصه راهکار خود را برای ان اعلام نمودم.

فرضیه SPC بک بن و زیربنای اصلی محصول است. خروجی حاصل از این ابزار به کمک می‌نماید که بر روی آنچه مهم است تمرکز کنیم.

هر بخش از SPC یک سؤال از ماست. ما ممکن است گروه هدفمان را اشتباه تعریف کنیم یا درباره مشکل سو برداشت داشته باشیم یا ممکن است محصولی را بسازیم که به خوبی به مشکل مورد نظر نپرداخته باشد. هرکدام از این مشکلات می‌تواند کسب و کار ما را به خطر بیندازد.

اما، نگران نباشید شما به طور مداوم با بررسی بازار و رصد رقبا می‌توانید به این فرضیه خود بازگشته و آن را بهبود بخشید. یک تجربه کاربری خوب فقط حاصل چرخه تکرار و بهبود است و فرضیه SPC یک ابزار قدرتمند است تا در هر زمان نمای بزرگی از محصول را پیش رو داشته باشیم و بتوانیم آن را بررسی کنیم.

طراحی تجربه کاربری در استارت آپ ها نیازمند توجه به گروه هدف و تمرکز بر مشکل آن‌ها و کشف راهکار صحیح برای رفع ان است نه تکنیک‌های طراحی و پیاده سازی.

منبع: یوایکس تارگت

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > انتها >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL
sabtenam-motakhasesin

sabtenam-karjoo

منوی اصلی

 

 

 

 

 

نشانی : قم/تقاطع عمار یاسر و آذر به سمت بازار جنب بانک تجارت مرکز/ ساختمان کاریابی سازندگی
تلفن : 37724222-025
Email : info@karyabisazandegi.ir
کليه حقوق اين پايگاه متعلق به karyabisazandegi.ir مي باشد.